تبليغاتX
.: یوسف زهرا (عج) :.

در نمازم خدایا بدنم می لرزد

 

چون به لب نام تو آرم . سخنم می لرزد

 

یادم از بار گناه آید و سر منزل مرگ

 

و ز غم این ره بی توشه تنم می لرزد

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 18:49  توسط آرش مهدوی  | 

A poster for sale at Golestan-e Shohada

 

خوشا آنان که جانان می شناسند

طریق عشق و ایمان نیست

بسی گفتیم و گفتند از شهادت

شهیدان را شهیدان می شناسند

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 18:38  توسط آرش مهدوی  | 

گنهکارم

 

ولی در سایه عفو تو می رویم

 

بگیر از راه لطف عام خود دست امیدم را

 

مرا سرمایه ای از رو سپیدی نیست . می دانم

 

شفیع رو سیاهی کرده ام موی سپیدم را

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 18:0  توسط آرش مهدوی  | 

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها



تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی



ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن



تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی



نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی



یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

                                                    

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 14:23  توسط آرش مهدوی  | 

فسرده غنچه گلها فتاده عقده به دلها

تو دست عقده گشایی، خدا کند که بیایی

ز چهره پرده بر افکن به ظلم شعله در افکن

تو دست عدل خدایی، خدا کند که بیایی

نظام هر دو جهانی امام عصر و زمانی

یگانه راهنمایی، خدا کند که بیایی

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 14:20  توسط آرش مهدوی  | 

جمعه یهنی التهاب انتظار

 

جمعه یعنی دل. کباب انتظار

 

هان . چه معنا می کنی این جمعه را؟

 

جمعه یعنی جان خراب انتظار

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 14:13  توسط آرش مهدوی  | 

 

 

 

سوابق و تجربيات رئیس جمهور محبوب جناب آقای محمود احمدی نژاد  

روزنامه‌نگاري. 
مؤسس و عضو انجمن تونل. 
عضو انجمن مهندسين ايران. 
عضو انجمن مهندسين راه و ترافيك آسيا و اقيانوسيه. 
عضو اولين شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علم و صنعت. 
عضو اولين شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دفتر تحكيم وحدت. 
عضو شوراي مركزي جامعه اسلامي مهندسين. 
عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي.

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 13:52  توسط آرش مهدوی  | 

یک بار دگر دست به دامان تو داریم

با یک دل بشکسته تمنای تو داریم

این بار دعا از تو و لبهای تو داریم

ما منت دیدار گل روی تو داریم

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 30 اردیبهشت1385ساعت 11:38  توسط آرش مهدوی  | 

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 18:38  توسط آرش مهدوی  | 

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

در دلم ترسم بماند آرزوی کربلا

تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده

تا بگیرم در بغل قبر شهید کربلا

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 18:31  توسط آرش مهدوی  | 

جون نامه جرم ما بهم پیچیدند

بردند و به میزان عمل سنجیدند

بیش از همه کس گناه ما بود ولی

ما را به محبت علی بخشیدند

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 18:22  توسط آرش مهدوی  | 

با حضرت شیطان سرمان گرم گناه است

ما بهر ملاقات خدا وقت نداریم

در کوفه تن غیرت ما خانه نشین است

اندازه یک قبله دعا وقت نداریم

گویند چه خوب است که هر روز شهیدانه بمیریم

خوب است ولی حیف که ما وقت نداریم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 18:16  توسط آرش مهدوی  | 
از شنبه

   تا جمعه موعود

  هفت انتظار دویده ام

و امروز

با حنجره تاول زده

پاهایم

سرود تو را ترنم میکنم

و اجابت تو را التماس............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 اردیبهشت1385ساعت 17:17  توسط آرش مهدوی  | 

بالای قبر یوسف کنعان نوشته اند

هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 17:56  توسط آرش مهدوی  | 

شب گر رخ مهتاب نبیند سخت است

لب تشنه اگر آب نبیند سخت است

ما نوکرو ارباب تویی مهدی جان

نوکر رخ ارباب نبیند سخت است

+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 16:30  توسط آرش مهدوی  | 


الا يا ايّها المهدى، مدام الوصل ناولها
كه در دوران هجرانت بسى افتاد مشكلها
صبا از نكهت كويت نسيمى سوى ما آورد
ز سوز شعله شوقت چه تاب افتاد در دلها
چو نور مهر تو تابيد در دلهاى مشتاقان
ز خود آهنگ حق كردند و بربستند محملها
دل بىبهره از مهرت، حقيقت را كجا يابد
حق از آيينه رويت، تجلى كرد بر دلها
به كوى خود نشانى ده كه شوق تو محبان را
ز تقوا داد زاد ره، ز طاعت بست محملها
به حق سجاده تزيين كن، مَهِل محراب و منبر را
كه ديوان فلك صورت، از آن سازند محفلها
شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هايل
ز غرقاب فراق خود رهى بنما به ساحلها
اگر دانستمى كويت، به سر مىآمدم سويت
خوشا گر بودمى آگه، ز راه و رسم منزلها
چو بينى حجت حق را، به پايش جان فشان اى فيض!
متى ما تلق من تهوى، دع الدنيا و اهملها

 


+ نوشته شده در  شنبه 23 اردیبهشت1385ساعت 16:12  توسط آرش مهدوی  |