تبليغاتX
.: یوسف زهرا (عج) :. - انتظار عاشقانه

از عشق تو گفتیم و نمک گیر شدیم

تا ساحل چشمان توتکثیر شدیم

گفتند غروب جمعه خواهى آمد

آنقدر نیامدى که ما پیر شدیم

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

من عاشقانه با قلمم عکس انتظار ...

هر روز بهر آمدنت میکشم بیا..

مولای مهربان به کجایی بیا بیا...

من عاشقانه تو را یاد میکنم

 

 

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه بغضها که در گلو رسوب شد نیامدی

خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن

خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی

برای ما که خسته ایم نه ؛ ولی

برای عده ای چه خوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام

دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 فروردین1388ساعت 9:1  توسط آرش مهدوی  |